|
Sunday, 31 August 2008 |
|
FRONTPAGE_NO_TRANSLATION_AVAILABLE
زندگی نامه
بیست و سه زمستان پیش از امروز در دامنه کوه کابل آن روز ها در قلب سنگ ها با قلب مادرم پیوند خوردم .
زمینی که من در آن بربالیدم در چشم های کودکانه من فاصله چندانی با آسمان آبی ، آفتاب ، مهتاب و ستاره های درخشان نداشت .
شاید برای این بود که گواهینامه ام را در رشته زمین شناسی از دانشگاه مرکزی در زادگاه ام به دست آوردم و رنگ آبی آسمان آن زمان را تا همیشه دوست دارم.
مزه روز های شرین مکتب عبدالهادی داوی و شوخی های آن روزگار با بچه ها هنوز چون شیروعسل درخونم جریان دارد .
ازفوتبال چمن مکتب تا امروز دوست دارم در میدان بازی پاس بدهم و پاس بگیرم همچنان پرورش اندام را پرورش روح و تن می پندارم در فصل سبز تمام عاشقانه هایم جوانه میزنند چون طبیعت را دوست دارم
مرغ زنده رانه بلکه سرخ شده آن را در غذا ها ترجیح میدهم
شادبودن شما آرزوی من است
آرمان: شادی ،سرور،موسیقی ناب و اندیشه نو
انجنیر محمد طارق مجیدی مسول آرمان اف ام
|
|