|
من آخرین شب قوس ،طراوت و تازه گی فصل شروع سال هستم .
که بیست و یک خزان بهار را سپری نمودم ، شعر و ترانه ، نامهای ، موسم های بهاری و خزانی من اند .
اما نمیدانم که چی آهنگم بفرش ابربهار و چون برف زمستان نشانه ای سکوتم .
با گلها عشق میورزم .
طلوع وغروب را دوست دارم .
بیرنگی ،صمیمیت و راستکاری شعارم است .
مطالعه انیس طبعم ، یادگیری و آموزش در فطرتم سرشته .
لبخند کودکان (موی سپیدان ) را رحمت میکنم .
جوانان را ستایش و جوانیم را دوست دارم .
میخواهم تا زنده ام بیآ موزم ، ولی منتقدم ، انتقاد سالم را میپذیرم و از آن میاموزم.
کامیابی چراخ راهم است ولی ناکامی را دوست ندارم .
سادگی زینتم افتادگی و تواضع عادتم است .
رنگهای شکسته ، اما ترکیبات خوب را میپسندم .
عاشق رنگم ولی" بیرنگی را دوست دارم " .
سلیقه و نظم را در همه شون زندگی ام بکارمیبندم .
تنوع در زندگی ، میل به تداوم آن است .
خوشبختی ام محبت فامیلم و دوستی آنها بامن است فرشته های دوستداشتنی ام ، در آسمان نیلگون
والیدینم است که خداوند (ج) برایم عطا فرموده .
آنقدر میپویم تا بیایم "جوینده یابنده است ".
هیچگاه ضمیر خاطر خود را از بی اعتباری وهم غبار آلود نسازید.
بخندید و شاد باشید تا زندگی برای شما بخندد و ناکامیها از شما دوری کند .
امید داشته باشید ، چونکه امید با مرگ هم به گور نمیرود .
دوست دارم مثل نامم (یلدا ) طولانی ترین رشته و علاقه در دل شما داشته باشم .
|